تبليغاتX
تنها در بیابان زندگی
تنها در بیابان زندگی

 * In God We Trust*

 

All of time, day and night, I see you, I feel you, if you get my

 

 eyes, never mind, with this problem I feel you near own, this

 

sense from my deep, and that's can to feel you…

 

In this false world, there's far distance and spaces between us but

 

with that I feel you near own…

Near, far wherever you are I believe that

my heart will go on…

When day changing to night, I waiting for you to connect net,

and sign in massager and read my off, and I say

my heart will go on…

When you send me massage, I feel upon, I feel happy …and

my heart will   go on…

When I   talking  with  you, I believe that you give me all of

world and there is nothing I fear and know that

my heart will go on…

When I call your name that's like say beauty statement in the

 

universe…

 

Your name is Setareh, when I talking and calling you I think I

 

talking with seven'th sky's stars…

 

I think love is, I loved you .Time   is,  that   spent with you,

 

World is anywhere you live… I miss you

 

*My Heart Will Go On*

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 12:7 توسط محمود انصاری| |

 

دیروز داشتم کتابی در مورد عقاید و نظرات مردمان قدیمی در مورد فرهنگ ایران می خوندم که از بعضی مطلب هاش خیلی خوشم امد, گفتم که شما هم بدونید خوبه.البته سوء تفاهم نشه اینارو تو کتاب نوشته اند. اینها سواهایی بود که طرح کرده بودند و خود نویسنده بر حسب اطلاعاتی که از مردمان و فرهنگ قدیمی ایران داره نوشته.

1)      چرا فارس ها به ترکها می گن ترک خر؟

2)      چرا به رشتی ها می گن بی غیرت و به تبریزی ها می گن با غیرت؟

3)      چرا به اصفهانی ها خصیص می گن؟

4)      چرا به مشهدی ها زرنگ می گن؟

 

جواب اولی: زمانی که تهران پایتخت قدرت در ایران شد مردم به سوی این شهر سرازیر شدند و ترکها هم مثل بقیه به این شهر واسه در آوردن پول به این شهر امدند.(البته تبریزی ها جزء این دسته نبودند). زمانی که این دسته از ترک ها کاری واسه خودشون جور می کردند صاحبکارشون به زبون خودش که فارسی بود بهشون وظایفشونو می گفت اونا هم که فارسی بلد نبودند می رفتند یه کار دیگرو انجام می دادند بهدشم صاحبکار بهشون فش میداد می گفت مگه خر هستی اونو انجام میدی( البته داخل پارانتز یه چیزی بگم همهی آدما زمانی که وارد شهر یا محیط جدیدی می شن اول کار فشهاشونو یاد می گیرند این یه اصله) اونا هم می دونستند که یارو چی می گه ولی کاری باهاش نداشتند چون به دونباله پول بودند اون صاحبکار هم این حرفو تکرار میکرد که تا حالا ادامه پیدا کرده.

 

جواب دومی: همه فکر میکنند که رشتی ها واقعا به دلایل دیگه ی بی غیرت هستند ولی این درست نیست چون اینهم مثل جواب بالای هست من نمی دونم شما تو هوای شرچی زیاد لباس پوشیدید یا نه ولی اینو میدونم که اگه کسی لباس زیلد بپوشه نمی تونه کار کنه پس مجبورند لباس نازک بپوشند به همین خاطر بهشون می گن بی غیرت.اما تبریزی ها برعکس اینن.

 

جواب سومی: از قدیم  رسم بوده که به اصفهانی ها میگن سیاستمدار و خصیص, اینم دلیلی داره, به این خاطر این حرفرو بهشون میگن چون اکثر مردم به اصفهان مسافرت می کنند البته پولدارها ( در زمان قدیم) پول دارها نمی دونستند چطور پلشونو خرج کنند پس به این دلیل مجبور بودند که پولشونو همراه خودشون برگردونند اما اصفهانی ها از یه سیاستی استفاده میکردند که اونارو وادار به خرج کردن پولشون می کنند.

 

جواب چهارمی: جواب اینهم مثل بالایی اما با این تفاوت که اکثرا مردم کم درآمد به مشهد مسافرت میکردند و نمی خوانند که پولی خرج کنند ولی مشهدی ها یه کاری می کردند که خرج کنند به همین خاطر بهشون زرنگ میگن.

 

در کل میخوام بگم که این همه اسم گذاشتن فقط  بخاطر پول بوده,ببنید چه بد بختی که خودمون واسه هم وطنانمون اسم میزاریم واقعا که.

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 20:24 توسط محمود انصاری| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ