سلام سلامی عاشقانه به قشنگی بهار به لطافت باران به پاکیزگی اشکان. نمی دونم از کجا این کلام رو شروع کنم چون می دونم گر شروع کنم نتوانم به مقصد برسانم پس چون ز اینگونه است می خواهم از معشوقم با زبان بی زبانی از محبتهایش نسیت به این عاشق دیوانه با چشمانی بسته تشکر کنم که این اجاز رو به من داده تا نفس بکشم چون بدون تو من نستیم و خاریم. عزیزم دوست دارم خیلی زیاد چون امروز تاب دیدن رفتنت رو نداشتم می خواستم داد بزنم که نرو منو تنهام نزار و ....اشکام می خواست سرازیر بشه می خواستم از فراق دوریت گریه کنم...
عاشقتم ای ستاره من ![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



