تبليغاتX
تنها در بیابان زندگی
تنها در بیابان زندگی

منتظرتم

 

زمانی که از پیشم رقتی از دوری تو وجودم در تنهایی می گریست, تنهایی با من دوست شد, سکوت با من همنشین شد با این سکوت دردو دل می کردم تا اینکه غم دوری تو باعث شد که سکوت مرا با غمهایم تنها بگذارد با غمهایم تنها ماندم تا اینکه نوایی از سویت رسید نوای آرامش بخش وجودت, مدتها بود که گوشها و بدن مرا نوازش نکرده بود به من امید دیدار تورا داد که منتظر بمانم تا تو از راه برسی, چشمانم را باز نگه داشتم حتی پلکی هم نمی زنم تا تو را که از دور می رسی ببینم من در کنار جاده ی عشق منتظرت هستم تا آخر عمرم.....

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 23:18 توسط محمود انصاری| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ