پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب دخترش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود پدر. با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند : برگردان دخترانه . در خلوتم سکوتم با یادت تنها ماندم به دیوار نگاه می کنم سیاهی می بینم... وقتی که با نگاه آرومت از پیشم رفتی می خواستم فقط بمیرم ، مشکل اینجاست که مرگمم منو نمی فهمه سالهاست آرزوي باطن قلبم وصله وجود توست، سالهاست دلتنگيم برای ديدار توست، با نگاهت با محبت چشمانت زندگي کردم، زندگي کردم به اميد تو ، به اميد لمس دوباره دستانت ، به اميد دیدن لبخند دوباره ات ، به اميد نگاهي بي بهانه منتظرت هستم تا در قاب دو چشمان يخ زده ام ظهور کني، منتظرت هستم که حتي شايد براي بار آخر نگاهم کني، اي تو بهانه من بودن با تو چه زيباست ، اي تو بهانه من عشق تو يه رؤياست، بيا تو معبودم ، بيا و در کنارم باش بيا و دوباره اميد اين قلب تنهايم تو باش فقط تو باش......
پدر عزيزم،
با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست پسر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با امیر پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. من حامله هستم. امیر به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک خونه توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه .امیر چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي کاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که مي خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و امیر بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من18 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.
با عشق،
دخترت،
رویا
پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه ستاره. فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن. ![]()

![]()
این پراگراف آخرو فقط برات می نویسیم خوده خود( قلبم):![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



