روزا گذشت سالی گذشت، من هنوز عاشقتم به یادتم، نمی دونم خبر داری منتظرم یا مردمو یا فقط تو خاطراتتم، روز و شبم به این خیال، این بود که زخمام خوب می شن، شوق من اونو میاره، صبح غمام غروب می شن، یه عمر طولانی و من ...... زخمام که سرباز هنوز ، عمری نمونده تا سحر، خسته و خم شدم ولی از تو نیومد یه خبری، چشمام به در خوشکید و رفت، نا ندارم بیشتر از این، بی تو فنا شدم، بیا خودت اینو ببین.... اینم برات می نویسم که بدونی برام یه دنیایی، آخه نمی دونم چطور برات ثابت کنم که خیلی دوست دارم. میدونم برات عجیبه این همه اصرار و خواهش این همه خواستن دستات بدونه حتی نوازش میدونم که خنده داره واسه تو گریون دردام میگذری از منو میری اما باز من بر میگردم چاره ای جز این ندارم آخه خون شدی تو رگهام میمیرم اگه نباشی بی تو من بدجوری تنهام
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



