رفیق من سنگ صبور غمها به دیدنم بیا که خیلی تنهام هیچ کس نمی فهمه چه حالی دارم چه دنیایه رو به زوالی دارم مجنونمو دل زده از لیلی ها خیلی دلم گرفته از خیلی ها نمونده از جوونی ام نشونی پیر شدم پیر تو ای جوونی تنهای بی سنگ صبور خونه سرد سوتُ کور توی شبات ستاره نیست موندیُ راه چاره نیست اگه هیچ کس نیومد سَری به تنهاییم نزد اما تو کوه دردهاش طاقت بیارُ مرد باش تنهای بی سنگ صبور خونه سرد سوتُ کور توی شبات ستاره نیست موندیُ راه چاره نیست اگر بیای همون جوری که بودی کم میارن حسود ها از حسودی صدای سازم همه جا پر شده هر کی شنیده از خودش بی خودِ اما خودم پر شدم از گلایه هیچی ازم نمونده جز یه سایه سایه ای که خالی از عشقُ امید همیشه محتاجِ به نورِ خورشید

![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



