تنها در بیابان زندگی
شِکری که بسی کشیدم، از دل درد کشیدم، کور شوم جز تو اگر، زمزمهی دگر کند، چاره کار ما توی، یاور و یار ما توی، توبه نمی کند اثر، مرگ مگر اثر کند، مجرم آزاده منم، تن به جزا داده منم، قاضی درگاه توی، حکم سحر گاه توی با تو حکایتی دگر، این دل ما به سر کند، شب سیاه قصه را هوای تو سحر کند، باور ما نمی شود، در سر ما نمی رود، از گذر سینه ما یار دگر گذر کند. مقصد و مقصودم توی، عشق و معبودم توی، از تو حذر نمی کنم، سایم اگر سفر کند، چاره کار ما توی، یاور و یار ما توی، توبه نمی کند اثر، مرگ مگر اثر کند.
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت
10:23 توسط محمود انصاری| |
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |


